بنده شخصا و به اندازه ی خودم از تلاش های همه به ویژه همسر آقای پور احمد و آقایان عزت الله انتظامی، پرویز پرستویی ، شهاب رضویان و هنرمندان و دیگر افرادی که صادقانه برای نجات بهنود کار کردند تشکر و تقدیر می کنم اما نکته ی مهم و حقیقتی تلخ وجود دارد که فکر می کنم نگفتنش جایز نیست چرا که در آینده برای موارد مشابه باید مراقبت بیشتری صورت بگیرد.
عمیق و سخت معتقدم که ورود هنر مندان محبوب و سرشناسی چون عزت الله انتظامی ، پرویز پرستویی و حتی مهتاب کرامتی و ... برای گرفتن رضایت از خانواده ی مرحوم احسان نصرالهی اشتباه عجیب و جبران نشدنی بود.
همان شب که آقای مهندس مجابی(که انصافا بیشترین زحمت را در این راه متحمل شدند) برایم تعریف کرد که با این آقایان به علاوه ی شهاب رضویان به خانه ی آقای نصرالهی رفتند تا برای بهنود شجاعی رضایت بگیرند یکباره سرم سوت کشید و پیشانی ام را گرفتم که : عجب اشتباه بدی کردند؟!
آقای مجابی هم البته با تحلیل بنده موافق بود که ایشان نباید اینقدر آشکار وارد ماجرا می شدند. بعدا هم که با اعلام شماره حسابی برای جمع آوری دیه اشتباهشان تکمیل شد و اعدام بهنود هم قطعی تر!
استدلال من این بود که باید با ماجرا ساده تر و قابل فهم تر از این حرف ها برخورد کرد و چیزهای دیگری که حقیقتش نمی توانم اینجا بنویسمشان!
می گویند مادر بهنود در یکی از شبکه های ماهواره ای گفته که: خانواده ی بهنود به جای این که توکلشان به خدا و رضایت من باشد یک عده هنرپیشه ی از خدا بی خبر را برای گرفتن رضایت جلو انداخته بودند و امیدشان به حقوق بشر و هنرپیشه ها بود!
برادر احسان هم دیشب در شبکه ی یک سیما گفت که ما اصلا دیه نخواسته بودیم که رفتند کاسه ی گدایی راه انداختند و...
در پست قبلی ام نوشته بودم که یک شب من و آقای مجابی تقریبا مطمئن شدیم که این خانواده رضایت می دهند اما عده ای آمدند و کار را خراب کردند تا جایی که من مطمئن شدم دیگر رضایتی در کار نخواهد بود.
راستش را بخواهید گویا قضیه از این قرار بود که همسر آقای کیومرث پور احمد رفیق مادر بهنود شجاعی بود و از روی خیر خواهی هنرمندان را جمع کرد تا بهنود را نجات دهد.غافل از این که اشتباه بزرگی مرتکب شد و ...
ایشان باید اول شناخت درستی از خانواده ی مقتول به دست می آورد و بعد هنرمندان را بسیج می کرد.
نه این که خدای نکرده بخواهم تقصیر مرگ بهنود را گردن این عزیزان بیندازم اما شک ندارم که اگر با ماجرا ساده تر و هوشمندانه تر برخورد می شد نتیجه ی کار بهتر می شد.
ماجرای اینگونه قتل ها آنقدر ظریف و پیچیده است که هرگز نه باید سیاسی شود نه این که جار و جنجال درباره شان راه بیفتد و حتی در بعضی موارد نباید رسانه ای شوند تا به رضایت بینجامد و انسانی به زندگی برگردد و به فکر جبران اشتباهش باشد.
+ نوشته شده توسط بهزاد افشاری در پنجشنبه سی ام مهر 1388 و ساعت
1:48 |